همان طور که قبلاً اشاره شد آب عامل اصلی در تشکيل ناهمواري های کارستی است، بنابراين در نواحی خشک فعاليت کارست کمتر از مناطق مرطوب و نيمه مرطوب است. هر چند که چورلی معتقد است در مناطقی که ميزان بارندگی ساليانه کمتر از 250تا300 ميليمتر باشد، اشکال کارست به وجود نمی آيد (معتمد، 1377،ص200) ولی عليرغم اين نظر در مناطقی از ايران که دارای دوره های متناوب مرطوب و خشک هستند (نظير اخلمد واقع در 45کيلومتری شمال غربی مشهد و نظاير آن) اشکال کارست تکامل يافته ای به وجود آمده است.

  يکی ديگر از عوامل مهم در توسعه کارست، و جود گاز کربنيک در آبهای نفوذی می باشد. مواد آلی موجود در خاک دارای مواد آلی و هوموس می باشد، بنابراين در نواحی جنگلی، توسعه کارست چشمگير است. ضمناً ميزان انحلال آهک با درجه حرارت آب و محيط نسبت عکس دارد، بدين جهت سيستم کارستی در ارتفاعات توسعه بهتری نسبت به مناطق کم ارتفاع دارد ( احمدی،1378،ص92).

 

 

  لازم بذکر است که عمل انحلال در سازند ها سيليکاته، گچی و نمکی نيز تشکيل ناهمواری های « شبه کارست» را می دهد و نبايد با اشکال کارست واقعی که در سنگ های آهکی اتفاق می افتد اشتباه شود.

 کارست از نقطه نظر زمین شناسی سیمای پیچیده ای دارد و دارای ویژگی های مخصوص به خود است . هرچند در اصطلاح فنی به پدیده خوردگی و انحلال توده سنگ های کربناته ( آهک و دولومیت ) کارست گفته می شود . ولی این پدیده در سایر سنگ های انحلال پذیر مانند سنگ های سولفاته و کلروره نیز اتفاق می افتد . ضمن این که پدیده فوق در سنگ های آواری هم دیده می شود ، برای مثال ماسه سنگ ها و کنگلومراهای دارای سیمان کربناته و یا سولفاته تحت تأثیر انحلال کارستی خواهند شد .

  ولی می توان تعریف زیر را برای آن پذیرفت که کارست پدیده ای در پوسته زمین است که آثار آن به صورت اشکال مختلف از قبیل حفرات و غارها در سطح و در زیر سطح وجود دارد . علت ایجاد چنین پدیده ای به وجود شکستگی ها و قابلیت انحلال توده سنگ مربوط می شود که در نتیجه آن یک سیستم آب زیر زمینی می تواند شکل بگیرد . بنابراین ، شکل گیری یک سیمای کارستی در گرو وجود دو عامل است : اول این که توده سنگ قابلیت انحلال داشته باشد و دوم اینکه زمینه تشکیل یک سیستم جریان آب زیر زمینی فراهم گردد . با تعریف گفته شده 27 % پوسته زمین از کارست تشکیل گردیده است.